بخشش را "بخش کن"... محبت را "پخش کن" ...


- غضب "پریشانی" است... نهایتش "پشیمانی" است ...


- "به طرف" گوش بده... "بی طرف" نظر بده ...


- شکیبایی... بر هر "دعوایی"، "دواست"...


- هر چه "بضاعتمان" کمتراست ... "قضاوتمان" بیشتر است...


- وقتی "عصبانی" هستم ... "لب به لبخند" نمی زنم!


- با "خویشتنداری" ... "خویشاوند داری" ...


- "بخشش" ... پاک کن "رنجش" ...


- به "خشم" ... "چشم" نگو ...


- در اینکه با هم "تفاوت داریم"...  با هم "تفاهم داریم"!؟


- موقع عصبانیت... "داد نزن" خود را  "باد بزن"!


- سوء تفاهم، "تیر خطایی" است... که از "گمان" رها می شود!


- انسان "خوشرو" ... گل "خوشبو" ست.


- "آتشنشان" باش ... "آتشفشان" نباش ...


- از دورویی "دوری" کنیم... جای "دوری" نمی رود!


- وقتی "دور هم" جمع نشدیم ... "دور از هم" منها شدیم!


- از "تنفر" ... "متنفرم" ...


- "می توانست" اینطور نباشد... "می توانم"  اینطور نباشم ...